همسر زهیر بن قین

دَلهَم، همسر زُهَیر

 

دَلهَم دختر عمرو همسر زُهَیر است، وی ساکن شهر کوفه بوده است.

و دین شان عثمانی و با آل علی (علیه السلام) دشمن بودند.

او و همسرش در راه بازگشت زیارت خانه ی خدا غلام امام حسین (علیه السلام) را می بینند، غلام به زهیر می گوید:

«امام حسین (علیه السلام) تو را میخواند.»

زهیر در آن لحظه مبهوت شده بود و نمی خواست امام حسین (علیه السلام) را ببیند، ولی با اصرار همسر دل سوزش به دیدار امام حسین (علیه السلام) شتافت.

این دیدار موجب رستگاری او هم در دنیا و هم در آخرت شد.

دلهم از افرادی بود، که در کربلا حاضر بوده و در زمره اسیران کربلا می باشد.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

همسر زهیر کیست؟

دَلهَم[۱] دختر عمرو و همسرش زهیر بن قین است. نام او را دیلم[۲] نیز گفته اند.

زهیر بن قین بن قیس انماری بجلی مردی از شجاع و از اشراف قبیله خویش بوده و در کوفه زندگی می کرده.

دلهم از محبین امام حسین (علیه السلام) بود، ولی زهیر در آغاز عثمانی مذهب و با آل علی (علیه السلام) دشمن بوده.

 

ماجرای زُهَیر و دَلهَم

ولی هنگامی که با امام حسین (علیه السلام) در حالی که آن حضرت رهسپار عراق بودند، و وی از حج باز می گشت، ملاقات نمود و یک باره علوی و حسینی گشت و از یاران وفادار و فداکار به نام آن حضرت شد.

سّدی از مردی از قبیله ی بنی فزاره نقل کند که گفت:

«من در راه بازگشت حج به همراه زهیر رفته بودم، در بین راه به کاروان امام حسین(علیه السلام برخود کردیم، ولی خود را از حضرت دور میکردیم.

و سعی مان بر این بود که در جائی که او منزل کند ما بار ننیدازیم، تا به جایی رسیدیم که آبی در آن نزدیکی ها جز آن نبود، به ناچار ما نیز در آن جا فرود آمدیم.

و به دور از جایگاه آن حضرت منزل گزیدیم، ما به صرف طعام مشغول بودیم،

که ناگهان پیک حسین(علیه السلام) وارد شد و به ما سلام کرد و زهیر را گفت که:«حسین تو را می خواند.»

ما آن چنان مبهوت گردیدیم که لقمه از دست مان افتاد.

زهیر همچنان مبهوت بود و سخن نمی گفت…

 

سخن موثر دَلهَم

همسرش دلهم بنت عمرو رو به وی کرد و گفت:«

ای زهیر پسر پیغمبر تو را می خواند اجابتش نمی کنی؟

چه مانعی وجود دارد که سخن او را بشنوی؟

برخیز و به نزد او برو، سخنش را بشنو و سپس هر چه می خواهی برگزین.»

 

گفتار این زن کار خود را کرد و نام زهیر را در ردیف بزرگ ترین شهدای اسلام قرار داد.

 

زهیر چون سخن زن را شنید برخواست و به خدمت امام رفت

ولی زمانی نگذشت که بازگشت ولی آن چنان شادمان و مسرور بود که از شادی به خود نمی گنجید.

در حال دستور داد خیمه اش را به کنار خیمه ی امام حسین(علیه السلام) نصب کنند.

الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور

 

و به همسرش گفت:«تو را طلاق دادم تو آذادی به خانواده ات ملحق شو، که مبادا آسیبی از جانب من به تو برسد.»

ولی دَلهَم این پیشنهاد را نپذیرفت و ماند و با فرزندان امیرالمومنین(علیهم السلام) به اسارت رفت.

و به یارانش گفت:

«در این لحظه من از شما جدا می شوم هر یک از شما بخواهد با من بیاید که این آخرین عهد من با شما می باشد.»

 

وقایع شب عاشورا

شب عاشورا هنگامی که امام حسین (علیه السلام) به یاران خود فرمودند:

«شما از هم اکنون آزادید به هر کجا خواهید بروید که اینان مرا می خواهند و به شما کاری ندارند.

زهیر بپا خواست و یاران را گفت:

«شما سخن می گویید یا من بگویم؟»

همه گفتند تو بگوی.

پس از حمد و ثنا گفت:

«یابن رسول الله سخنت را شنیدیم ولی به خداوند سوگند اگر این جهان به ما پایدار می ماند و ما در آن جاوید می بودیم هرگز بقاء در دنیا را بر مرگ در راه یاری تو و مواسات با تو بر نمی گزیدیم.

به خدا سوگند اگر من (زهیر) هزار بار در راه تو کشته شوم و باز زنده گردم از تو جدا نشوم.»

 

وقایع روز عاشورا

قبل از این که زهیر به میدان جنگ برود، همسرش دَلهَم به او گفت:

«خدا یار و یاورت باشد و تورا به خوش بختی برساند. ولی از شما تمنا دارم روز قیامت نزد جد حسین(علیه السلام) مرا نیز یاد آوری.»[۳]

پس از آن که امام حسین (علیه السلام)به منظور اتمام حجت خطبه ای غرّا ایراد نمود، وی نخستین سخنران بود که با سخنرانی بلیغ لشکر عمر بن سعد را موعظه کرد و در معرکه نبرد چنان شجاعتی را نشان داد که عقول را خیره نمود.

ابن شهر آشوب گفته وی ۱۲۰ مرد جنگی را از پای در آورد.[۴]

 

اسارت دَلهَم

و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام)این بانو یکی از آن ۸۴ نفر زن و بچه بودند، که همراه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) و بقیه ی اولیا مخدّره در کربلا اسیر شدند.

 

اول امامم کفن شود

سرفرازی دیگری که از این بانو نقل شده است سبط ابن جوزی در کتاب خود آورده است، که چون زهیر به شهادت رسید. همسر وی به غلام زهیر گفت:

«برو و مولای خود را کفن کن.»

غلام آمد و امام را بی کفن دید و گفت:

«مولای خود را کفن کنم و امام را همچنان بگذارم! به خدا این کار را نخواهم کرد»

پس کفنی بر پیکر مقدس امام پوشانید و سپس آقای خود را نیز کفن کرد.

 

چکیده

دلهم بن عمرو از محبین اهل بیت (علیه السلام) بود، و در پیوستن همسرش زهیر به امام حسین (علیه السلام) نقش مهمی را ایفا کرد.

زهیر ابتدا به علت دشمنی با آل الله نمی خواست با حضرت ملاقات کند، ولی پس از دیدار با فرستاده ی امام حسین (علیه السلام) مات و مبهوت شد و در فکر فرو رفت.

دلهم با سخنانی که گفت نظر او را متحول کرد.

زهیر به دیدار امام شتافت، اسلام را قبول کرد و با شادمانی بازگشت.

و در واقعه کربلا توفیق شهادت نصیبش شد.

 

[۱] . تاریخ طبری، ج۴،ص۲۹۸_ ترجمه کتاب امام حسین (علیه السلام)، ص۸۱_ ابصار العین فی انصار الحسین (علیه السلام)، ص۱۶۲

[۲] .مثیرالاحزان، ص۳۳_ الارشاد، ج۲،ص۷۲و۷۳_الملهوف علی قتلی الطفوف، ص۱۳۳_

[۳] .الملهوف علی قتلی الطفوف ، ص ۱۳۲و ۱۳۳_ الارشاد، ج۲، ص۷۲و۷۳_ ابصار العین فی انصار الحسین (علیه السلام)، ص۱۶۲

[۴] .اعیان الشیعه و طبری ۴/۲۹۸_۳۰۵

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *