عزا رکضه طویریج

عزا رکضه طویریج

شهدا عزا رکضه طویریج

تربت خونین امام حسین علیه السلام

فردای عاشورا به متحف امام حسین علیه السلام رفته بودیم خادم حرم به زبان فارسی توضیح می داد:
تربت امام حسین در روز عاشورا به رنگ قرمز در آمده و خونی شده بوده است

و الان عکس هایش موجود است و خود تربت نیست.
خادم می گفت: تشخیص خادم و مسئولان این بوده است که درون این خاک امام‌حسین علیه السلام

یا تیکه ای از بدن حضرت است یا خون امام حسین در روز عاشورا روی آن ریخته شده است

به همین منظور پس از سه روز یعنی روز سوم امام حسین علیه السلام، تربت را به قبر و ضریح حضرت برگرداندند.

ع
عزا رکضه طویریج

همین طور که مشغول تماشای موزه بودم ناگهان صحبت ها تغییر کرد.

حرف از عزاداری شد.
از شهدای عزای رکضه طویریج .

شخصی سوال کرد که آیا دیواری یا زمینی فروریخته و روی عزاداران خراب شده؟؟؟؟؟؟

خادم برافروخت و پاسخ داد:خیر هیچ دیوار و زمینی روی عزاداران خراب نشده بود،

بلکه احتمالا در این شلوغی پای کسی گیر کرده بوده و منجر به هجوم جمعیت شده یک جورایی شبیه فاجعه منا.

 

باب الرجاء،درب امید عزاداران حسینی علیه السلام

بعد از جایش بلند شد و به سمت ایوان امام حسین علیه السلام رفت و باب الرجاء را نشان داد و گفت:

خودتان ببینید باچشم خودتان که هیچ گونه تخریبی نبوده است.
و من با چشم خودم دیدم که زمین و دیوار ها سالم بودند.

و گویی فقط بهانه ای بوده است که روز عاشورا عاشوراییان به اربابشان بپیوندند.
کسانی که لحظات جان دادنشان همزمان با لحظه ی شهادت امام حسین علیه السلام بود.
مسئله ی دیگری که تمام بدنم را به لرزه در آورد محل شهادتشان بود زیرا باب الرجاء روبروی ضریح است.

جان دادن روبروی ضریح، آرزوی همگان

آنان که روبروی مولایشان اباعبدالله علیه السلام جان دادند و نفس های آخرشان را کنار آقای خودشان بودند
آری دعایشان مستجاب شد اللهم اجعل…. مماتی ممات محمد و آل محمد.

آری چه مرگی چه عزتی چه افتخاری.

در عزای اربابت باشی آن هم ظهر عاشورا آن‌ هم در عزایی که حضور امام زمانت روحی فداه در آن قطعی است

آن وقت سومت با سوم امام‌حسین علیه السلام باشد هفتمت با هفتم امام باشد.

یعنی می‌توان گفت این شهیدان کسانی بودند که در روز عاشورای۶۱ شهادت در رکاب اربابشان برایشان نوشته شده بود و
در عاشورای ۱۴۴۱ به اربابشان پیوستند.

جنازه هایی که بوی بهشت می دهد!

شام عاشورا تمام چراغ های حرم خاموش شده بود و فقط لامپ های سرخ تمام حرم را سرخ پوش کرده بود.

جنازه های شهدای عزای رکضه طویریج را به حرم آوردند و کنار هر جنازه ای یک پرچم عزا بود و دور حرم طواف داده می شدند.
آری حاجیان کوی حسین بن علی چه زیبا به وصال حق رسیدند.
من که قراره بمیرم کاش تو کربلا بمیرم یا پای شش گوشه یا که تو حرم سقا بمیرم…….

عزا رکضه طویریج

مرگ حق است!

مرگ که حق است اما این که مولایت اباعبدالله از بین جمعیت میلیونی عزادارن و زوار خودش در روز عاشورا تو را انتخاب کند یعنی فوز عظیم
همان رستگاری که اصحاب امام به آن رسیدند
به قول جمله ی معروف که اگر شهید نشوی میمیری.

راه کربلا هنوز باز است….

آری شهادت اینان آرزوهای ما را زنده کرد آری! هنوز هم می‌توان در رکاب سید الشهداء علیه السلام بود و ارباب همچنان یاران خود را برمی گزیند.
آن هم در ساعاتی که هزار سال قبل جنازه ی اصحابش در آن جا روی زمین افتاده بود.
این یک تذکر است که به ما نشان می دهد عاشورا هنوز زنده است و هنوز شهید می طلبد یک روز در جنگ و امروز در عزای حسین بن علی علیه السلام
طوبی لهم طوبی لهم
خوشا به سعادتشان خوشا به سعادتشان

فکرش را بکن،لحظات آخر عمرت سرت در دامن ارباب باشد!

قطعا امام حسین علیه السلام هم در لحظه ی جان دادن سراین شهدا را به دامن گرفته است

آری! جان دادن در دامن امام حسین علیه السلام آه چه عزتی چه افتخاری……
و قطعا و حتما این عزا در سال های آینده پر رنگ تر خواهد شد

چرا که هرکس برای محقق شدن آرزویش و وصال اربابش هم که شده در این عزا شرکت می‌کند.
عزایی که نظر خاص امام حسین علیه السلام به آن است.
عزای رکضه طویریج تاریخچه اش به قرن ها پیش بر می‌گردد در ساعاتی که در عاشورای ۶۱ خیام را به آتش کشیدن

و اهل حرم به دستور امام سجاد علیه السلام فرار کردند و پای برهنه و هراسان در صحرای کربلا می‌دویدند.
به مواسات و همدردی با آن اتفاق هرساله خیام را می‌سوزانند

و عزا آغاز می‌شود و همه به سر زنان و یا حسین گویان پابرهنه و در حالت دویدن و با سرعت به سمت حرم می‌دوند.

 

 

حضور امام زمان روحی فداه در عزای طویریج

در زمان سیدبحرالعلوم آن عالم جلیل القدر که در زمان خود تک بود.
فردای عاشورا یک عده به خانه ی این مرجع دینی آمدند و گفتند مرجع ما بزرگ ما شما سنی ازتان گذشته است

بزرگ شیعه هستید چه شد که ظهر عاشورا عمامه از سر انداختید

و پابرهنه و به سر زنان و واحسین گویان وارد دسته ی عزای رکضه طویریج شدید.
سید بحرالعلوم که براستی دریایی از علم بودند

چند ثانیه سکوت کردند و سپس با بغضی خفه شده در گلویشان سرشان را بالا آوردند و فقط یک جمله گفتند و آن گاه مجلس از گریه و ناله پر گشت
ایشان فرمودند:چطور من یک گوشه می ایستادم و سینه می زدم

درحالی که مولای خودم مولای عالمیان حضرت بقیهالله الاعظم در جلوی من پابرهنه و به سرزنان وارد حرم می‌شد…….

و چه داستان و حقایقی در این عزای آسمانی نهفته که علمای بزرگ کربلا حتی هنگامی که در بدترین شرایط جسمی بودند

دستور می دادند دونفر زیر بغلشان را بگیرند و آن ها را در این دسته ببرند.
این عزاء رکضه طویریج فقط مخصوص امام زمان روحی فداه و علما نیست

بلکه شخصیت ها بزرگ سیاسی عراق دکترها مهندس ها وزیر ها همه و همه در این عزاء رکضه طویریج شرکت می کنند

عزایی که ساعت ها طول می کشد و افراد از همه جای جهان در آن حضور دارند.
خادم حرم می گفت که فقط دو سه نفر از اهل کربلا شهید شده اند بقیه برای جاهای دیگر بودند.

عزا رکضه طویریج
عزا رکضه طویریج
بهر شهادت در عزا آماده هستند
اینـــان، لبیکـــ گویـــان الســـتند
می دوند،بر سرزنان،در ظهر عاشورا
آری! آنان با حسین بن علی پیمان بستند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *